هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

593

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

لمؤلّفه خوشا آن دل كه او بيدار باشد * هماره طالب ديدار باشد هواى يار بگزيند گذارد * دو عالَم جمله با اغيار باشد كسى كو يافت ذوق انس دلدار * بر او كار دگر دشوار باشد زَ هر فكرى و هر ذكرى بماند * هميشه ذكر او از يار باشد خرد فاسد كند مى جز مى عشق * كه مستانش همه هوشيار باشد همه خوابند الّا چشم عاشق * كه او شام و سَحر بيدار باشد جهان و هرچه در وِى بىثبات است * اگر يك‌جا گل و گلزار باشد به راه افتاده‌ام با شوق بسيار * دلم بس طالب ديدار باشد به شوق مرقد شاه خراسان * حرير آيد به پا ، گر خار باشد خداوندا ، به مقصودم رسان زود * كه آفات جهان بسيار باشد نظام از عمر خود حَظّى نبرده « 1 » است * مگر امروز برخوردار باشد منزل سيم : ايوانك شب جمعه [ 14 جمادى الثانى 1301 ه . ق . ] ، 5 / 4 به دسته « 2 » مانده ، كه 7 ساعت و نيم از شب گذشته بود ، از خاتون‌آباد حركت كرده ، 4 ساعت از دسته رفته ، به ايوانك رسيديم . راه بد بود . اين راه نهر و جوى و رودخانه خيلى داشت . اين غزل در آن‌جا به خاطرم رسيد : لمؤلّفه جز عشق نگار و وصل يارم * در سر هوس دگر ندارم شب تا به سحر نخفت چشمم * تا بو گذرى كند نگارم جان‌ها به رهش نثار كردم * هرجا كه قدم نهاد يارم چون كرد دلم سراغ كويَت * زان روز ز خود خبر ندارم بودم به كنار همچون پرگار * افكند غم تو در حصارم هرچند ز عشق دور رفتم * نزديك كشيد از كنارم جان خواهى اگر كنم نثارت * نامى به زبان ز جان نيارم وامانده به راه جستجويت * از سوز فراق اشكبارم

--> ( 1 ) . در اصل : نبرد ( 2 ) . در عهد قاجاريه ساعت 12 ( صبح و غروب ) را دسته مىگفتند . ( فرهنگ فارسى معين ، 1 / 1091 ) .